ضعف روایتسازی دولت و شکلگیری ادراک عمومی از بیبرنامگی
کارشناسان ارتباطات معتقدند نبود روایت منسجم از فعالیتها و طرحهای اقتصادی و اجتماعی، فضای روانی جامعه را در برابر شایعات و تحلیلهای غیررسمی آسیبپذیر کرده است.

به گزارش بازتاب رسانه ، در حالی که اقتصاد ایران درگیر نوسانات ارزی و تورم ساختاری است، ضعف اطلاعرسانی و شفافسازی از سوی دستگاههای رسمی، سبب شده بخش مهمی از جامعه احساس کند دولت فاقد برنامه مشخص و دستاورد ملموس است. کارشناسان ارتباطات معتقدند نبود روایت منسجم از فعالیتها و طرحهای اقتصادی و اجتماعی، فضای روانی جامعه را در برابر شایعات و تحلیلهای غیررسمی آسیبپذیر کرده است.
بخش اول: بحران اطلاعرسانی در همه عرصههای کشور
مسأله اطلاعرسانی در ایران صرفاً یک چالش رسانهای نیست؛ بلکه به پدیدهای ساختاری و بینبخشی تبدیل شده است.
در حوزههای اقتصاد، سیاست، آموزش، سلامت، محیطزیست، فناوری و حتی روابط بینالملل، دولت و نهادهای مسئول در انتقال دقیق و بههنگام اطلاعات و تبیین سیاستها، عملکرد ضعیفی از خود نشان دادهاند.
در نتیجه، روایت رسمی از تحولات روز کشور بهدرستی در ذهن مردم شکل نمیگیرد و جای آن را تحلیلها و خبرهای غیررسمی در شبکههای اجتماعی میگیرد — تحلیلهایی که اغلب بار احساسی منفی دارند و القا میکنند کشور بدون برنامه و فاقد حرکت رو به جلو است.
بخش دوم: پیامدهای ضعف اطلاعرسانی بر اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی
۱. کاهش اعتماد به سیاستگذاری: افکار عمومی حتی در مواجهه با طرحهای مثبت (مثل اصلاح یارانهها، پروژههای صنعتی، یا اقدامات دیپلماتیک) نیز با تردید برخورد میکند، چون در جریان روند، اهداف و نتایج آن قرار ندارد.
۲. شدت گرفتن شایعات و تحلیلهای احساسی: فضای غیررسمی، با نبود روایت شفاف، میدان را برای تحلیلهای جهتدار باز میگذارد.
۳. احساس بیثباتی و ناامیدی اجتماعی: وقتی مردم نمیدانند در پشتصحنه چه اقداماتی در جریان است، ذهنیت «رهاشدگی» و «بیبرنامگی» تقویت میشود.
۴. تضعیف نهادهای رسمی رسانهای: رسانههای دولتی بهجای روایتگر جریان کارآمدی، به ابزار بازپخش بیاثر اخبار تبدیل میشوند.
بخش سوم: ریشههای ضعف اطلاعرسانی دولت
- نبود استراتژی ارتباطی واحد: هر وزارتخانه و نهاد، جداگانه و ناهماهنگ اطلاعرسانی میکند.
- تسلط ساختار اداری و غیرحرفهای بر مدیریت رسانهای: تصمیمها بیشتر اداریاند تا رسانهای.
- فاصله از زبان مردم: پیامها غالباً فنی، خشک و فاقد همدلیاند.
- واکنشی شدن سیاست ارتباطی: به جای پیشآگاهی و روایتسازی، دولت معمولاً پس از بروز بحران واکنش نشان میدهد.
بخش چهارم: راهکارهای اصلاح و بازسازی اعتماد
- طراحی “بسته اطلاعرسانی ملی” بر پایه زمانبندی شفاف و مخاطبمحور.
- همافزایی دستگاههای دولتی با رسانههای مستقل و جریانهای فکری دانشگاهی برای روایت واقعبینانه از دستاوردها و ضعفها.
- آموزش مهارتهای ارتباطی به مدیران اجرایی تا بتوانند مستقیم و مؤثر با مردم سخن بگویند.
- شفافسازی پیشدستانه: اعلام تصمیمها و دلایل آن، پیش از آنکه در فضای غیررسمی تحریف شوند.




