فرهنگ عمومیفرهنگی و هنریویژه

درکربلا چه گذشت … روز نهم

روز نهم محرم کربلا وارد حساس ترین مرحله خود شد

🔹روز نهم محرم، کربلا وارد حساس‌ترین مرحله خود شد. روزی که در تاریخ با نام «تاسوعا» شناخته می‌شود؛ روزی که دیگر تقریباً هیچ امیدی به پایان مسالمت‌آمیز ماجرا باقی نمانده بود.

🔹در این روز، فشار از سوی حکومت یزید به اوج رسید. عبیدالله بن زیاد که از طولانی شدن ماجرا ناخشنود بود، فرمانی قاطع برای عمر بن سعد فرستاد: یا از حسین بیعت بگیر یا کار را یکسره کن.

🔹همراه این دستور، فردی به نام شمر بن ذی‌الجوشن نیز وارد کربلا شد. شمر حامل نامه‌ای بود که در آن عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را به اجرای فوری دستور جنگ فراخوانده بود.

🔹با رسیدن این فرمان، فضای اردوگاه کوفه تغییر کرد. دستور آماده‌باش صادر شد و نشانه‌های آغاز نبرد آشکار شد.

🔹در ساعات پایانی روز، حرکت‌هایی در سپاه کوفه آغاز شد که نشان می‌داد تصمیم حمله گرفته شده است. صفوف نظامی شکل گرفت و نیروها برای پیشروی آماده شدند.

🔹در همین هنگام، امام حسین متوجه آماده شدن سپاه مقابل شد. او برادرش عباس بن علی را نزد عمر بن سعد فرستاد تا علت این تحرکات را جویا شود. پاسخ روشن بود: یا تسلیم و بیعت، یا جنگ.

🔹امام حسین در برابر این وضعیت، درخواست یک مهلت کوتاه کرد؛ تنها یک شب.

🔹در منابع معتبر آمده است که امام خواست تا نبرد به روز بعد موکول شود تا او و یارانش آن شب را به نماز، دعا، تلاوت قرآن و عبادت بگذرانند. این درخواست پذیرفته شد و حمله تا صبح عاشورا به تأخیر افتاد.

🔹آن شب، امام یاران خود را گرد آورد. در گزارش‌های تاریخی آمده است که ایشان بیعت خود را از آنان برداشت و فرمود هرکس می‌خواهد برود، می‌تواند از تاریکی شب استفاده کند و جان خود را نجات دهد. اما پاسخ یاران، یکی پس از دیگری، وفاداری بود.

🔹مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و دیگران اعلام کردند که امام را تنها نخواهند گذاشت؛ حتی اگر بارها کشته شوند و دوباره زنده شوند.

🔹باد در میان خیمه‌ها می‌وزید. صدای دعا و تلاوت قرآن از اردوگاه امام به گوش می‌رسید و دشت کربلا آخرین شب آرام خود را سپری می‌کرد. فردا، عاشورا بود.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا