اقتصادیفن آوری

رقابت فرسایشی تا هم‌افزایی حرفه‌ای

آینده آموزش‌های مهارتی فقط به تصمیم‌های دولت، میزان بودجه، مقررات یا شرایط اقتصادی وابسته نیست

آینده آموزش‌های مهارتی فقط به تصمیم‌های دولت، میزان بودجه، مقررات یا شرایط اقتصادی وابسته نیست؛ بخشی از این آینده در درون جامعه آموزشگاه‌های آزاد فنی و حرفه‌ای و در نوع رابطه، همکاری و رقابت میان مؤسسان آن رقم می‌خورد.
جامعه‌ای که هر واحد آن صرفاً برای بقای خود تلاش کند، ظرفیت محدودی برای اثرگذاری بر آینده خواهد داشت؛ اما جامعه‌ای که بتواند میان رقابت و همکاری توازن ایجاد کند، می‌تواند از ظرفیت‌های پراکنده خود یک قدرت حرفه‌ای و اثرگذار بسازد.
رقابت در بازار آموزش نه‌تنها اجتناب‌ناپذیر، بلکه در صورت شکل‌گیری بر مبنای کیفیت، نوآوری، رضایت کارآموز و ارائه خدمات بهتر، می‌تواند به ارتقای عملکرد مراکز آموزشی کمک کند. مسئله زمانی پدیدار می‌شود که رقابت از مسیر حرفه‌ای خود فاصله بگیرد و به بی‌اعتمادی، پنهان‌کردن تجربه‌ها، تضعیف یکدیگر یا مقاومت در برابر همکاری منجر شود.
در چنین شرایطی، آنچه از دست می‌رود فقط فرصت یک همکاری مشترک نیست؛ بلکه بخشی از ظرفیت جمعی این جامعه حرفه‌ای برای یادگیری، نوآوری، توسعه بازار و پیگیری مطالبات مشترک نیز از بین می‌رود.
البته نمی‌توان این وضعیت را به همه مؤسسان یا آموزشگاه‌های آزاد تعمیم داد و هر اختلاف‌نظر یا رقابت اقتصادی را نیز آسیب تلقی کرد. اما اگر ضعف همکاری حرفه‌ای در بخشی از این جامعه استمرار پیدا کند، باید آن را فراتر از یک مسئله اخلاقی یا فردی دید و به‌عنوان یک موضوع مدیریتی و صنفی مورد توجه قرار داد. مسئله اصلی این نیست که همه مؤسسان یکدیگر را دوست داشته باشند یا در همه موضوعات هم‌نظر باشند؛ مسئله این است که آیا می‌توانند با وجود تفاوت منافع و دیدگاه‌ها، برای منافع مشترک حرفه‌ای همکاری کنند؟

مسئله اصلی؛ ضعف سازوکارهای همکارییکی از چالش‌های قابل بررسی در جامعه آموزشگاه‌های آزاد، فاصله میان «ارتباط با یکدیگر» و «همکاری حرفه‌ای» است. ممکن است مؤسسان در جلسات، رویدادها یا ارتباطات روزمره با یکدیگر تعامل داشته باشند، اما این تعامل الزاماً به پروژه مشترک، تبادل تجربه، شبکه‌سازی تخصصی یا اقدام جمعی منجر نشود.همکاری حرفه‌ای زمانی شکل می‌گیرد که افراد بتوانند بخشی از منافع کوتاه‌مدت خود را در چارچوبی مطمئن با منافع بلندمدت جمعی پیوند دهند. برای مثال، چند آموزشگاه می‌توانند در زمینه تولید محتوای آموزشی، بازاریابی مشترک، استفاده از ظرفیت مربیان متخصص، برگزاری رویدادهای مهارتی یا توسعه رشته‌های جدید با یکدیگر همکاری کنند؛ بدون آنکه استقلال اقتصادی و هویت حرفه‌ای خود را از دست بدهند.بنابراین، مسئله صرفاً کمبود انگیزه همکاری نیست؛ بخشی از مسئله می‌تواند به نبود سازوکارهایی مربوط باشد که همکاری را کم‌هزینه، شفاف و قابل اعتماد می‌کند.فاصله میان ارتباط اجتماعی و اعتماد حرفه‌ایدوستی، آشنایی و روابط اجتماعی میان مؤسسان می‌تواند زمینه همکاری باشد، اما جایگزین اعتماد حرفه‌ای نمی‌شود. اعتماد حرفه‌ای زمانی شکل می‌گیرد که افراد اطمینان داشته باشند همکاری با دیگری الزاماً به معنای از دست دادن مزیت رقابتی، سوءاستفاده از اطلاعات یا تضعیف موقعیت خودشان نیست.در چنین فضایی، حتی تجربه‌های موفق نیز ممکن است به‌صورت فردی باقی بماند و به دانش مشترک تبدیل نشود. در نتیجه، هر آموزشگاه ناچار می‌شود بسیاری از مسیرها را دوباره تجربه کند؛ در حالی که می‌توانست از تجربه دیگران استفاده کند.ایجاد شبکه‌های تخصصی، بانک تجربه‌های موفق، نشست‌های مسئله‌محور و پروژه‌های مشترک کوچک می‌تواند به تدریج این فاصله را کاهش دهد.تشکل صنفی؛ از گردهمایی تا قدرت جمعیتشکل صنفی زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که از سطح بیان مطالبات پراکنده فراتر رفته و به سازوکاری برای تولید نظر کارشناسی، حل مسائل مشترک، مذاکره حرفه‌ای و ایجاد همگرایی تبدیل شود.طبیعی است که در یک جامعه صنفی، دیدگاه‌های متفاوت وجود داشته باشد. اختلاف نظر به‌خودی‌خود ضعف نیست؛ حتی می‌تواند به تصمیم‌های بهتر منجر شود. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که اختلاف دیدگاه به بی‌اعتمادی پایدار یا ناتوانی در رسیدن به حداقل‌های مشترک تبدیل شود.یک تشکل قدرتمند لزوماً تشکلی نیست که همه اعضای آن یک نظر داشته باشند؛ بلکه تشکلی است که بتواند اختلاف‌ها را مدیریت و منافع مشترک را نمایندگی کند.همکاری محدود و مسئله منافع خاصدر برخی محیط‌های حرفه‌ای ممکن است همکاری‌های محدود و بسته میان گروه‌هایی شکل بگیرد. این موضوع به‌خودی‌خود الزاماً به معنای وجود رانت یا تبانی نیست و نسبت‌دادن چنین عناوینی به افراد یا گروه‌ها بدون شواهد مشخص، قابل دفاع نیست.با این حال، هر ساختار حرفه‌ای باید نسبت به شکل‌گیری روابط غیرشفاف، دسترسی نابرابر به اطلاعات یا فرصت‌ها و تصمیم‌گیری‌های خارج از سازوکارهای رسمی حساس باشد. شفافیت، دسترسی برابر به اطلاعات و قواعد روشن، بهترین ابزار برای جلوگیری از شکل‌گیری چنین شبهاتی است.به جای طرح ادعاهای کلی، باید سازوکارهایی ایجاد کرد که همکاری‌های صنفی و حرفه‌ای تا حد امکان قابل مشاهده، قابل ارزیابی و مبتنی بر قواعد روشن باشند.
مؤسس بودن با مدیر بودن یکی نیستیکی دیگر از موضوعات مهم، تفاوت میان «مالکیت یا تأسیس یک آموزشگاه» و «مدیریت حرفه‌ای یک سازمان آموزشی» است.ممکن است فردی در یک مهارت تخصصی، مربی توانمندی باشد و هم‌زمان در اداره یک کسب‌وکار آموزشی به دانش‌های متفاوتی نیاز داشته باشد. مدیریت مالی، منابع انسانی، بازاریابی، تجربه کارآموز، مدیریت کیفیت، تحلیل بازار، فناوری و برنامه‌ریزی استراتژیک، مهارت‌هایی هستند که الزاماً از مسیر مربیگری به دست نمی‌آیند.به همین دلیل، توسعه آموزشگاه‌های آزاد نیازمند حرکت تدریجی از الگوی «مؤسس همه‌کاره» به سمت «مدیریت حرفه‌ای» است.

مؤسس می‌تواند صاحب ایده و سرمایه باشد، اما اداره پایدار یک مرکز آموزشی نیازمند نظام مدیریتی، تقسیم وظایف و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده است.نوآوری؛ از شعار تا نتیجه قابل سنجشنوآوری در آموزش مهارتی فقط به استفاده از عنوان‌های جدید، تبلیغات متفاوت یا برگزاری رویدادهای پررنگ محدود نمی‌شود. نوآوری زمانی ارزشمند است که بتواند کیفیت آموزش، تجربه کارآموز، بهره‌وری، دسترسی به بازار کار یا درآمد پایدار مرکز آموزشی را بهبود دهد.از این منظر، لازم است آموزشگاه‌ها میان «دیده‌شدن» و «ارزش‌آفرینی» تفاوت قائل شوند. تبلیغات می‌تواند مخاطب ایجاد کند، اما استمرار فعالیت اقتصادی و اعتبار حرفه‌ای در بلندمدت به کیفیت واقعی خدمات وابسته است.همچنین مقاومت در برابر ایده‌های جدید را نباید به‌صورت کلی به جامعه مؤسسان نسبت داد؛ اما هر جا نوآوری بدون ارزیابی صرفاً به دلیل متفاوت‌بودن رد شود، فرصت یادگیری از تجربه‌های جدید کاهش پیدا می‌کند.بازاریابی یا نمایش؟بازاریابی برای بقای اقتصادی آموزشگاه ضروری است؛ اما بازاریابی مؤثر باید میان وعده تبلیغاتی و کیفیت واقعی خدمات آموزشی تناسب ایجاد کند.اگر تمرکز بیش از اندازه بر ظاهر، تبلیغات و نمایش موفقیت قرار گیرد، ممکن است در کوتاه‌مدت توجه ایجاد شود، اما در بلندمدت رضایت کارآموز و اعتبار حرفه‌ای تعیین‌کننده خواهد بود.بنابراین بهتر است شاخص‌های واقعی‌تری مانند رضایت کارآموز، نرخ تکمیل دوره، میزان اشتغال یا بهبود عملکرد شغلی، تکرار ثبت‌نام، کیفیت مربیان و میزان وفاداری مشتریان در ارزیابی عملکرد مورد توجه قرار گیرد.

آموزشگاه مؤسس‌محور یا سازمان آموزشی؟یکی از نشانه‌های بلوغ مدیریتی آن است که آموزشگاه بتواند بدون وابستگی کامل به حضور روزانه مؤسس نیز عملکرد قابل قبولی داشته باشد.در یک سازمان آموزشی حرفه‌ای، فرآیندها باید تا حد امکان مستند باشند، مسئولیت‌ها مشخص باشند، اطلاعات ثبت و تحلیل شوند و تصمیم‌ها صرفاً بر مبنای تجربه شخصی یک فرد اتخاذ نشوند.این تغییر ممکن است برای برخی آموزشگاه‌ها دشوار باشد، اما بدون آن، رشد سازمانی محدود خواهد ماند.

راهکارهای اجرایی؛ از کجا باید شروع کرد؟برای عبور از رقابت فرسایشی و حرکت به سمت هم‌افزایی، توصیه‌های کلی کافی نیست. باید از اقداماتی کوچک، قابل سنجش و کم‌هزینه آغاز کرد.

اولویت اول: اجرای پروژه‌های مشترک کوچک و مشخصبه جای انتظار برای شکل‌گیری همکاری‌های بزرگ، چند آموزشگاه می‌توانند در یک پروژه محدود مانند برگزاری یک رویداد مهارتی، تولید یک محتوای آموزشی یا اجرای یک برنامه مشترک بازاریابی همکاری کنند. موفقیت همین پروژه‌های کوچک می‌تواند اعتماد لازم برای همکاری‌های بزرگ‌تر را ایجاد کند.

اولویت دوم: تشکیل شبکه‌های تخصصیهمکاری بر اساس رشته و مسئله مشترک می‌تواند مؤثرتر از گردهمایی‌های عمومی باشد. شبکه‌های تخصصی مربیان، مدیران، بازاریابی، فناوری آموزشی یا توسعه کسب‌وکار می‌توانند تجربه‌ها را سریع‌تر منتقل کنند.

اولویت سوم: تدوین منشور رقابت حرفه‌ایرقابت سالم باید دارای حداقل قواعد اخلاقی و حرفه‌ای باشد؛ از جمله پرهیز از تخریب رقبا، انتشار اطلاعات نادرست، وعده‌های غیرواقعی و رفتارهایی که اعتماد عمومی به کل جامعه حرفه‌ای را کاهش می‌دهد.

اولویت چهارم: ایجاد بانک تجربه‌های موفقهر آموزشگاه تجربه‌هایی دارد که می‌تواند برای دیگران ارزشمند باشد. ثبت و اشتراک تجربه‌های موفق و حتی شکست‌های مدیریتی، یکی از کم‌هزینه‌ترین ابزارهای یادگیری جمعی است.

اولویت پنجم: ارتقای دانش مدیریتی مؤسسانبرگزاری دوره‌های کاربردی در مدیریت آموزشی، مالی، بازاریابی، منابع انسانی، حقوق، فناوری و برنامه‌ریزی استراتژیک باید از یک فعالیت جانبی به بخشی از مسیر حرفه‌ای مؤسس تبدیل شود.

اولویت ششم: تغییر معیارهای ارزیابی و اعتبارموفقیت نباید فقط با تعداد کارآموز، تبلیغات یا میزان دیده‌شدن سنجیده شود. شاخص‌هایی مانند کیفیت آموزش، رضایت کارآموز، ماندگاری مشتری، عملکرد مربیان و نتایج واقعی آموزش باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
اولویت هفتم: ایجاد سازوکار حل اختلافهر جامعه حرفه‌ای ممکن است با اختلاف مواجه شود. وجود سازوکاری برای گفت‌وگو، میانجیگری و حل اختلاف می‌تواند مانع تبدیل اختلاف‌های کوچک به شکاف‌های پایدار شود.

اولویت هشتم: سنجش سالانه سرمایه اجتماعی صنفحتی می‌توان شاخص‌هایی برای سنجش میزان همکاری، مشارکت، اعتماد حرفه‌ای، تعداد پروژه‌های مشترک و مشارکت اعضا در فعالیت‌های صنفی تعریف کرد. چیزی که اندازه‌گیری نشود، معمولاً به‌درستی مدیریت نمی‌شود.از تغییر رفتار تا تغییر ساختارحل این مسئله فقط با توصیه به مؤسسان برای «بیشتر همکاری کردن» اتفاق نمی‌افتد.
اگر قرار است همکاری به یک رفتار پایدار تبدیل شود، باید ساختارهای مشوق آن نیز ایجاد شود.همکاری زمانی ماندگار می‌شود که منفعت آن برای طرفین روشن باشد، قواعد آن شفاف باشد و ریسک سوءاستفاده از همکاری کاهش پیدا کند. بنابراین، آینده جامعه آموزشگاه‌های آزاد بیش از آنکه به افزایش شعارهای وحدت‌آفرین نیاز داشته باشد، به ساختن نهادها و سازوکارهایی نیاز دارد که همکاری را امکان‌پذیر و رقابت را حرفه‌ای کنند.رقیب قرار نیست حذف شود؛ قرار است استاندارد رقابت را بالاتر ببرد.
اگر آموزشگاه‌ها بتوانند در کنار رقابت اقتصادی، در حوزه‌هایی مانند کیفیت، نوآوری، آموزش مدیران، توسعه بازار، تبادل تجربه و پیگیری مطالبات مشترک با یکدیگر همکاری کنند، یک تغییر مهم رخ خواهد داد: رقابت از یک عامل فرساینده به نیرویی برای رشد تبدیل می‌شود.
جمع‌بندی آموزشگاه‌های آزاد فنی و حرفه‌ای برای عبور از چالش‌های آینده، فقط به منابع مالی بیشتر یا مقررات مناسب‌تر نیاز ندارند؛ به بلوغ حرفه‌ای بیشتر نیز نیاز دارند.این بلوغ به معنای حذف اختلاف، یکسان‌سازی دیدگاه‌ها یا کنارگذاشتن رقابت نیست. برعکس، یک جامعه حرفه‌ای قدرتمند می‌تواند هم‌زمان رقابتی و همکار باشد؛ می‌تواند رقیب داشته باشد، اما رقیب را دشمن نبیند؛ می‌تواند منافع اقتصادی خود را دنبال کند، اما منافع مشترک حرفه‌ای را نیز بشناسد.مسئله آینده آموزشگاه‌های آزاد این نیست که چگونه از یکدیگر جلو بزنند؛ مسئله مهم‌تر این است که چگونه با یکدیگر آن‌قدر حرفه‌ای عمل کنند که کل جامعه آموزش‌های مهارتی یک گام به جلو برود.گذار از رقابت فرسایشی به هم‌افزایی حرفه‌ای، نه یک شعار صنفی، بلکه ضرورتی برای ساختن آینده‌ای قدرتمندتر، حرفه‌ای‌تر و اثرگذارتر برای آموزش‌های مهارتی است.

سیداسماعیل سیداشرفی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا